نیازی به شتاب نیست...

اگرچیزی باید رخ دهد  این طور خواهد شد 

در زمان درست وبه وسیله ی شخصی درست و به بهترین دلیل!!!!!!!!!

+ نوشته شده در  جمعه 6 تیر1393ساعت 16:50  توسط لیلا | 
هیچوقت نباید به اجبار خندید...

گاهی باید تا نهایت آرامش گریه کرد

تبسم بعد از گریه از رنگین کمان بعد از باران هم زیباتر است....

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 تیر1393ساعت 19:59  توسط لیلا | 
ماهیان از تلاطم دریا به خدا شکایت کردند!!

وچون دریا آرام شد

....خود را اسیر صیاد یافتند

....

در تلاطم های زندگی  حکمتی نهفته است !!!!

از خدا بخواه دلت آرام باشد ...

نه اطرافت!!!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 3 تیر1393ساعت 21:20  توسط لیلا | 
اگر دلتان شکسته.اگر صدمه دیده اید

اگر خیانت دیده اید اگر کسی باعث گریه تان شده

بهترین کار این است که خود را از کینه ها خالی کنید

آزاد گردیدوهمه چیز را به خدا واگذارکنید

او همیشه بهترین پاسخ را خواهد داد.

در دنیا هیچ عملی گم نمی شود وبه 

صاحبش برمیگردد.خدا بدی بدان و مکر مکاران

را به طریقی بی نظیربه خودشان باز خواهد گرداند...

+ نوشته شده در  شنبه 31 خرداد1393ساعت 15:58  توسط لیلا | 
این روزا حالم فرق کرده اون اعصاب خردیای سابقو ندارم!حالم بهتر از قبله احساس میکنم بیشتر از خودم ذهن و مغزم به آرامش رسیده دلم از تلاطم سابق درومده اون حال خرابیا دلگیریا  همه ی اون ناراحتیای سابق  اون شب بیداریا تا خود صبح وقتایی که حالم بد بود  قلبم انگار تیر میکشید تاجایی که میتونم بگم دمای بدنم تا بیست میرفت دیگه نیست!!!!!!!!!!!!
ولی الان حدود دوهفته هست که بهترم 
نمیدونم چقدر دعا و دعانویسی درسته اصلا ربطی به اعتقا داره یانه؟؟؟؟؟؟؟؟ولی حال این پنج شش سالم انقدر بد بود که بلاخره راضی شدم یه روز با مامانبزرگم برم پیش یه دعانویس اون بهم گفت تو قبلا یجایی ترسیدی و چشم زخم و ...بوده یه دعایی داد که همراهم باشه دقیقا از اون روز به بعد اون دلگیریا اون بی حوصلگی و بی اعصابیا و داغون بودنا رفتن دیگه شباحتی اگه بیدار بمونم آرومم و راحت تقریبا دوهفته وچند روزه که اون حس وحال وحشتناک رو ندارم !!!آرومم از نظر روحی روانی...
واقعا خداروشکر.. 

+ نوشته شده در  جمعه 30 خرداد1393ساعت 21:26  توسط لیلا | 
بیشتر غصه های ما از "قصه "های خیالی است

+ نوشته شده در  جمعه 16 خرداد1393ساعت 20:33  توسط لیلا | 

دلی که از بی کسی غمگین است


هر کسی را میتواند تحمل کند!!!!


هیچکس بد نیست !!!!


دلی که در او یک " بی اویی" مانده برق هر نگاهی جانش را میخراشد..

 

 

                                                                                          دکتر علی شریعتی

 

+ نوشته شده در  جمعه 16 خرداد1393ساعت 20:23  توسط لیلا | 
ازانسان ها غمی به دل نگیر


زیراخود نیز غمگینند !!!!


با آنکه تنهایند ولی از خود میگریزند


زیرا به خود و به عشق خود و به حقیقت خود شک دارند!!!!


پس دوستشان بدار حتی اگر دوستت نداشته باشند...

 

 

 دکتر علی شریعتی

                                                                     

+ نوشته شده در  جمعه 16 خرداد1393ساعت 20:17  توسط لیلا | 
گاهی آنکس که میخندد و میخنداند


میخواهد حواست را از چشمان


گریانش پرت کند!!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 خرداد1393ساعت 21:36  توسط لیلا | 
تنها "تن" ها نیستند که تنها میمانند اینروز ها شهر پر از قلبهاییست که با تنهایی خو کرده اند و نیمه گم شده اشان برای همیشه گم شده است 
اینروزها در شهر دلها تنگ تر و آدمها از سنگ شده اند و به خود مشکوکند و خدا را ایمان ندارند.. وز مین را اسیر بودن وزنده ماندنشان کرده اند دل زمین هم از نگهداشتن این آدمهایی بی تفاوت میگیرد شاید روزی بسرش زد و مارا محاکمه کند وهمگان رادر برزخ دنیا بسوزاند!!!!!آدمهاییند که به قانون عشق خیانت میکنند همین است که هیچ "منی" با "تو "ما "نمیشود..
همین حوالی دلهاییست که نیاز به لمس تو دارند به اینکه اورا ببینی وبعه او گوش دهی ودر آغوش بگیریش ..عشق که نباشد عده ای ادعا میکنند نیازی به آن ندارند وعشق هر چه نابتر اینان مدعی تر امااا محتاجتر.....
در شهر پر است محتاجان پر مدعا .....
 
 
 
 
این متن زیاده حدود 2 سال پیش نوشته بودم اونموقعه ها خیلی دوسش داشتم الان بخاطر اونروزا گذاشتم اینجا
+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 خرداد1393ساعت 17:3  توسط لیلا | 
یک جایی هست که آدم دست به خود کشی میزند


نه اینکه تیغی بردارد ورگش را بزند !!!!

 

نه ..

.
فقط قید احساسش را میزند

+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 خرداد1393ساعت 16:52  توسط لیلا | 
الان ساعت 12:19بامداد 15 خرداد هست که این مطلب رو مینویسم ...


این وبلاگ رو فقط برا دل خودم ساختم تابنویسم از آرزوهام از رویاهام از

چیزایی که میخوامو ندارم از خیلی از دردام از شادیام و همه چیزای دیگه

.... میخوام فردا روزی احساس کنم زندگیم مثل یه خاطره ی شفاف

گذشته با تموم خوبی و بدیاش نه یه تصویر مبهم از چیزایی که بود !!!!! 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 خرداد1393ساعت 0:23  توسط لیلا | 
من سالهای زیادی راتنها زندگی کردم !

اما...


"امید" نمیگذاشت


چیزی احساس کنم!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 خرداد1393ساعت 17:21  توسط لیلا | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
درد خود به تو گویم که خداوند کریمی؟؟؟؟؟
یانگویم که تو خود واقف اسرار ضمیری!!!!

نوشته های پیشین
هفته اوّل تیر 1393
هفته چهارم خرداد 1393
هفته سوم خرداد 1393
هفته دوم خرداد 1393
پیوندها
شاعرانه های تک نیلوفر آبی
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM